مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

266

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

سنگ و درخت . و بنابر روايتى كه نقل شده است از ابن عباس در باب آتشها پرسيدند گفت : آتشها بر چهار گونه‌اند : آتشى است كه مىخورد و مىنوشد و آن همين آتش شماست و آتشى است كه نه مىخورد و نه مىآشامد و آن همان آتش نهفته در سنگ است و آتشى هست كه مىآشامد ولى نمىخورد و آن آتش نهفته در درخت است و آتشى هست كه مىخورد ولى نمىآشامد و آن آتش دوزخ است گوشت آنان را مىخورد ولى خونشان را نمىآشامد . به همين دليل ارواح ايشان همچنان باقى مىماند . پس خبر داد كه آتش دوزخ خلاف آتشهايى است كه ياد كرده است به گفتهء خداى عز و جل : « هر گه كه بسوزد پوستهاى ايشان بدل كنيم ايشان را پوستهايى جز از آن . » ( 4 : 56 ) پس خبر داد كه خداى سبحانه و تعالى كه او پوستهاى ايشان را بدل مىكند تا ارواح ايشان باقى بماند و آتش ، ايشان را نابود نمىكند و همانا خداوند تعالى قدرت خويش را در تركيب طبايع بعضى از جانوران نشان داده است ، به گونه‌اى كه به ما نشان مىدهد كه رواست ذى روحى در آتش باقى بماند مانند شتر مرغى كه آتش مىخورد و آتش او را زيان نمىرساند و مانند پرنده‌اى كه به درون آتش مىرود و آتش او را نمىسوزاند و اينها را جز مايهء عبرتى از براى آدميان نكرده است و ما را راهنمون شده است به اينكه رواست كه اهل دوزخ در آتش زنده بمانند و گر نه در طبايع حيوانات روا نبود كه از آتش تغذيه كنند و از آهن گداخته . و در باب صفت اهل دوزخ ، چيزهاى شگفت‌آور و طاقت‌سوزى نقل شده است از جمله آنچه روايت كرده‌اند كه از ابو هريره پرسيدند در باب اين سخن خداى تعالى : « و هر كه خيانت كند بيارد آنچه در آن خيانت كرده بود روز قيامت » ( 3 : 161 ) كه چگونه ممكن است كسى كه در كار صد شتر و دويست گوسفند خيانت كرده باشد ، آنها را بياورد ، و او گفت : آيا ديده‌اى كسى را كه دندانش به مانند كوه احد باشد و رانش به مانند ورقان [ 1 ] و ساقش به مانند بيضاء [ 2 ] و نشيمنگاهش به اندازهء ما بين مدينه تا ربذه [ 3 ] ؟ و از ربيع بن انس روايت شده است كه گفت : نوشته است در كتاب نخستين [ الكتاب الاول ] كه پوست هر يك از اهل دوزخ چهل ذراع است و شكمش چندان كه اگر كوهى در آن نهند گنجاى دارد . و او چندان مىگريد كه در گونه‌اش حفره‌هايى از اشك پيدا مىشود كه اگر كشتى در آن نهند جريان خواهد يافت . روايت اين چنين است . و خداى داناتر است . و بدان كه آنچه در وصف بهشت و دوزخ مىآيد از طريق سمع و خبر است و موجبى از طريق عقل ندارد . اصل همان مسئلهء جزا و پاداش است و تو خود را به پاسخ

--> [ 1 ، 2 ، 3 ] ورقان كوهى است سياه ميان مكه و مدينه و بيضاء محلى است در مكه و ربذه از قراى مدينه است . رك : معجم البلدان ، ياقوت ، ج 5 ، ص 372 ، ج 1 ، ص 530 ، ج 3 ، ص 24 .